
ای دریغ از عمر رفته ...
نمیدونم چرا امشب یاد 3-2 سال پیش افتادم روزای رفتنش ، روزایی که باعث شدن بفهمم همه چی تو این دنیا کشکیه دوست داشتنا همش دروغه ...
حالا دیگه مطمئنم که مرگ فاصله ی خیلی کمی باهام داره ، دارم همه ی سعیمو میکنم که دیگه دل نبندم پس بیخیالِ همه چــی میشم ...
یلداتون مبارک...
کاش بودی
کاش بودی ُ تو بغلت شبامو صبح میکردم
دلم واست یه ذره شده
کاش توهم دلت واسم تنگ میشد میبردیم پیش خودت
من که میدونم تو بیشتر از هر کسی دوستم داشتی
پس چرا حتی دیگه تو خوابمم نمی آی ؟
مامان بزرگم دارم تنهایی دیونه میشم
نذار تنها بمونم
می گریزم،می گریزم اشک حسرت از چه ریزم؟
برو برو که از دامت جستم
گشوده پر از بامت جستم
یاد از تو دگر نکنم،نکنم
سوی تو نظر نکنم ،نکنم
تو را رها کردم با دگران
گذشتم از تو چون رهگذران
رفتم تا از تو دگر بیگانه شوم
بهر شمع دگر پروانه شوم
مهری دیگر با تو ندارم
در کوی تو پا نگذارم
بگذر از من..که از تو گذشتم
از دل تا کی ناله برآرم؟
نازک طبعی چو برگ گل بودم
به دستت افتادم پرپر گشتم
اشکی بودم درون بحر غم
چو قطره باران گوهر گشتم
به حال خود بگذارم به دست غم مسپارم
که بی تو تنها بروم
برو، برو تا بروم
شاعر:معینی کرمانشاهی
کاش حکمت کاراشو میفهمیدم ، کاش میشد جواب سئوالامو بده کاش...
دلم گرفت از آسمون، هم از زمين هم از زمون
تو زندگيم چقدر غمه، دلم گرفته از همه
اي روزگار لعنتي، تلخه بهت هر چي بگم
من به زمين و آسمون دست رفاقت نمي دم
امشب از اون شبهاست که من، دوباره ديوونه بشم
تو مستي و بي خبري اسير ميخونه بشم
امشب از اون شبهاست که من، دلم مي خواد داد بزنم
تو شهر اين غريبه ها دردم رو فرياد بزنم
از اين همه دربه دري تو قلب من قيامته
چه فايده داره زندگي اين انتهاي طاقته
از اين همه در به دري به لب رسيده جون من
به داد من نميرسه خداي آسمون من
شاعر : هدیه